|
ساز دل
|
از گذشته تا به حال ، موسیقی در ایران چون هر ملت دیگری در کنار رشد و نمو ظاهری و باطنی اش دستخوش تغییر و تحولاتی عظیم قرار گرفته است و در طی سال ها به ان چه که امروز در دسترس داریم مبدل شده است . تنبور جای خود را به تار و سه تار بخشیده و خود تقریبا" مدفون عرفانیات خانقاه ها شده است ! ... زبان شعر عامیانه تر و متاسفانه قسمت زیادی از موسیقی های اصیل که نماینده هویت ایرانی بودنمان بوده اند به دست فراموشی سپرده شده اند و حال چیزی که امروز به اسم موسیقی پیش روی چشم خود داریم انباشته ای بس کوچک از ان چه که در بیشینه خود داشته ایم و صد افسوس که این اندوخته ( شاید به دلیل کهولت زمان ) پوشالی تر و نخ نماتر از پارینه خود رخ نموده است .
تقریبا" همه کس موسیقی را دوست دارند . سلیقه ها ممکن است مختلف باشد ، غالب مردم می توانند چیزی را به خاطر ارضای سلیقه و تمایل خود ، در دنیای پهناور موسیقی بیابند : سنفونی ، اپرا ، موسیقی مجلسی ، و یا موسیقی عامیانه . مهم این است که بی تردید تمام مردم علاقمند به یک نوع موسیقی نیستند . متاسفانه میان فرم ها و سبک های << عامیانه >> و << جدی >> موسیقی ، خطی فاصل کشیده شده و در بیشتر حالات ان ها که از یکی از این دو سبک تاثیر گرفته اند ، به هیچ وجه حاضر نیستند که نوع دیگر را مزه مزه کنند .
بسیاری از مردم از موسیقی به اصطلاح جدی اعراض می کنند ، زیرا ان را خوش ندارند یا نمی فهمند . حتی ان ها که با علاقه به موسیقی صفحه و یا کنسرت گوش می کنند ، محتملا" هرگز ندانسته اند چگونه ان را بشنوند . و نیز حتی اجراکنندگان موسیقی گاه گوش گرفتن به موسیقی را ـ به خصوص وقتی که از اجرای ان فارغند ـ دشوار می بینند . به این ترتیب هر کی باید بدون توجه به زمینه موسیقیایی یا سلیقه اش ، راه گوش کردن به موسیقی را فرا بگیرد تا بتواند ان را دقیق تر و حساس تر بشنود و در مورد ان نظر بدهد و اولین قدم در راه پیشرفت قابلیت هنر گوش گرفتن این است که چگونه نیروی خود را در درک موسیقی متمرکز کنیم .
در اینجا ، انسان امروزی شاید در وضع نا مساعدی باشد . تکنولوژی ما را از تمرکز باز داشته است . به عنوان نمونه ، دنیای اصوات الکترونیک جامعه مدرن ، ما را در ارتباط با موسیقی ، لحظه ای ، انی و از سوی دیگر دائما" به همین خصوصیت معتاد می کند .
شهر ما ، مغازه ها ، مشاغل اداری و حتی خیابان های ما با موسیقی عجین شده است ، << موسیقی متنی >> که مانع فراگیری هنر گوش کردن می شود ، زیرا هدف ان این است که مارا از شنیدن دقیق منحرف کند . این موسیقی عملا" ما را تربیت می کند که << گوش گیرنده >> ان نباشیم . مردمی که که تمام روز در جاهایی کار می کنند که موسیقی مانند << وز وز زنبور >> دائما" به گوششان تحمیل می شود ، اعتراف می کنند که دیگر موسیقی را نمی شونند . ان ها
<< در گوش هایشان را به پیروی از غریزه می بنندند >> .
سالن کنسرت ، اما جای دیگری است . در ان جا همه چیز را در خدمت گوش گرفتن به موسیقی می یابیم . به جای ان که با عدم دقت ناشی از شنیدن سروصدایی دائمی و تحمیل شونده در خود فرو رویم ، به سالن کنسرت می رویم تا به قصد گوش گرفتن به برنامه ای معین و از پیش دانسته ، نیروی خویش را تمرکز بخشیم در ان جا کم و بیش تام عوامل گیج کننده غائب اند . در ان لحظه های معلق سکوت ، پیش از امدن رهبر و اغاز برنامه ، توجه ادامه دار ما را به تمرکز کلیه نیروهایمان سوق می دهد . اتمسفر رسمی وادارمان می کند که ششدانگ حواسمان به موسیقی باشد که قرار است بشنویم . چراغ ها خاموش می شوند و حاضران اماده برای شنیدن می گردنند . اما گوش کردن اثربخش به چیزی بیش از تمرکز نیاز دارد .
باید بدانیم برای چه هدفی به موسیقی گوش می دهیم .
میان همه جوی ها ، که همراه همه رودها ،به دریا سرازیر می شدند ، جوی کوچکی هم بود که هیچ میل سرازیر شدن به دریا را نداشت ! ...
وقتی سایر جوی ها پرسیدند چرا ؟ گفت : من هر چند در مقابل عظمت دریا بس ناچیز و خوارم ! ... اما من ...
<< گمنامی گمنشده >> را
بیشتر از << شهرت گمشده >> دوست دارم .
به یاد : کارو 
خوشبختانه با اينكه موسيقي هر ملتي با ان مكان نام گرفته است و خصوصيات ظاهري و باطني منحصر به فردي دارد اما خط موسيقي بين المللي است در واقع ساز به زبان نتي تكلم مي كند كه برايش فرق نمي كند كه نوازنده اش چه زباني را مي داند ! و اين نكته خود صحت بيشتري است بر بين المللي بودن زبان هنر در رشته موسيقي .
و اما خط موسيقي خود به دو وسيله اجرا مي شود ، يكي توسط صوت انسان كه به ان << موسیقی صوتی >> می گویند و دیگری به واسطه الات موسیقی که ان را << موسیقی سازی >> می نامند .
خود موسیقی نیز مثل تمام فنون و علوم دیگر بر در قسم طبقه بندی می شود :
۱ـ << عملی >> که عبارت از نواختن سازی یا خواندن اوازی است .
۲ـ << نظری >> که شامل قواعدی است که بدان وسیله می توانیم صداها را بنویسیم وان ها را با یکدیگر ترکیب کنیم .
<< بر گرفته از کتاب : نت احساس ترانه >>
صداهای موزیکال ، به وسیله سازهای موسیقی تولید می شوند .
سازهاي موسيقي به گروه هاي مختلفي تقسيم مي شوند و هر يك به شيوه اي خاص صداي موزيكال توليد مي نمايند . به طور كلي ، سازهاي موسيقي را به ۳ دسته عمده تقسيم مي كنند .
۱ـ سازهاي زهي ، ۲ـ سازهاي بادي ، ۳ـ سازهاي كوبه اي .
هر يك از اين دسته ها ، داراي انواعي نيز مي باشند . مانند سازهاي زهي ـ چكشي يا كوبه ـ اي ( مثل پيانو و سنتور ) ، سازهاي زهي ـ ارشه اي ( مثل ويلون ، كمانچه ) ، سازهاي زهي ـ زخمه ـ اي( مثل تار ، عود ، قانون ) ، سازهاي بادي بي زبانه ( مثل ترومپت ) ، سازهاي بادي تك زبانه ( مثل كلارينيت ) ، سازهاي بادي دوزبانه ( مشل ابوا ، باسون ، كرانگله ) ، سازهاي كوبه اي پوستي ( مثل تيمپاني ، تمبك ) ، سازهاي كوبه اي فلزي ( مثل زايلوفون ) ، سازهاي كوبه اي ضربه اي ( مثل قاشقك ) .
در اصطلاح موسيقي ، به هم اوا و هماهنگ كردن و تنظيم سيم در سازهاي موسيقي ، با پيچاندن گوشي هاي مربوط به هر سيم ، كوك كردن اطلاق مي شود . به طور كلي ، اين پيچاندن ، اگر در جهت سفت كردن سيم باشد صدا را زير و در حالت بر عكس ، صداي حاصل از سيم را بم مي كند . در موسيقي براي صداهاي كوك شده ، گاهي از اصطلاح فرانسوي << ژوست >> نيز استفاده مي كنند و همچنين براي صداهايي كه ناكونند اصطلاحاتي چون << فالش >> يا << فالس >> و یا << غلط >> را به کار می برند که شناخت کلی سازها و نحوه تقسیم بندی ان ها و عملکردشان در علم سازشناسی اورده می شود .
<< بر گرفته از کتاب : نت احساس ترانه >>