|
ساز دل
|

نالد به حال زار من امشب سه تار من
این مایه ی تسلی شب های تار من
ای دل ز دوستان وفادار روزگار
جز ساز من نبود کسی سازگار من
در گوشه ی غمی که فراموش عا لمی است
من غمگسار سازم و او غمگسار من
اشک است جویبار من و نا له ی سه تار
شب تا سحر ترانه ی این جویبار من
چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه
یادش به خیر خنجیر مژگان یار من
رفت و به اختران سرشکم سپرد جای
ماهی که آسمان بربود از کنار من
در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا
روزی وفا کنی که نباید به کار من !