|
ساز دل
|

ارزوي من اين است:![]()
كه 2 روز طولاني در كنار تو باشم فارغ از پشيماني
ارزوي من اين است :![]()
يا شوي فراموشم يا كه مثل غم هر شب گيرمت در اغوشم
ارزوي من اين است :![]()
هستي تو من باشم لحظه هاي هشياري مستي تو من باشم
ارزوي من اين است :![]()
تو غزال من باشي تك ستاره ي روشن در خيال من باشي
ارزوي من اين است :![]()
در شبي پر از رويا پيش ماه و تو باشم لحظه اي لب دريا
ارزوي من اين است :![]()
مثل ليلي و مجنون پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون
ارزوي من اين است :![]()
زير سقف اين دنيا من براي تو باشم تو براي من تنها
باز هم ساعت ۹:۰۳دقيقه ،باز هم پشت سیستم ، باز هم تولد ... ، یکسال گذشت . یکسال پر از خاطره ، پر از تجربه ، پر از هیاهو ، پر از روزهای خوب . قشنگ و پر از ناتمام های بی شمار و گفتنی های ناگفته و نوشتنی های نا نوشته .
اما :
برگ سبزی ست تحفه درویش ................ چه کند دلکوک همین دارد و بس
بنا به رسم معمول هر اغازی را پایانی و هر امدنی را رفتنی ست . به قول شاعر : <<باید امشب بروم >> وباز هم ناتوانی قلم من از بیان احساسم و خوشحالیم از این که در این یکسال با من بودید و منو تنها نگذاشتید . . بیشتر از یه دنیا ممنونم . و بهترین ارزوها رو براتون دارم .
و در اخر به گفته یک هنرمند :
<< ای کاش هنر را ان گونه که لایق ا ست پاس بداریم که در قانون مقدس نت ،
احساس ، ترانه ، نه جایی برای کینه است ، نه بدی ، نه سیاهی و نه اندوه >>
Delkook

به سال ۱۳۳۰ حسین علیزاده در تهران متولد شد و پس از تحصیلات ابتدایی، تحصیلات متوسطه را در هنرستان عالی موسیقی ملی گذراند ، و از دانشکده ی هنرهای زیبا فارغالتحصیل شد . علیزاده موسیقی را از استادانی چون : علی اکبر شهنازی ، داریوش صفوت ، هوشنگ ظریف ، حبیب الله خان صالحی ، نورعلی برومند ، محمود کریمی ، عبدااله دوامی ، یوسف فروتن و سعید هرمزی اموخت .
علیزاده فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۷ در ارکستر رودکی ، به رهبری حسین دهلوی ، اغاز کرد . از سال ۱۳۴۹ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، به عنوان تکنواز سرپرست گروه ، کنسرت هایی در داخل و خارج کشور اجرا کرد و در سال ۱۳۵۵ قسمتی از کارهایش را در رادیو به اجرا گذاشت و با اقدام به تشکیل گروه << عارف >> و همکاری با گروه << شیدا >> نقش ارزنده ای در شناساندن و اشاعه موسیقی سنتی ایران ایفا کرد .
عیلزاده با تدریس در دانشکده هنرهای زیبا ، مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی سنتی ایران ، کانون فرهنگی << چاووش >> و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، گام های بلندی در حفظ و ترویج موسیقی ایران بر داشته است .

وی مدتی برای مطالعه و تحصیل در رشته موسیقی به المان رفت و اثار ساخته شده ی خود را ضمن تحصیل در ان جا ارائه کرد . وی اهنگ های درخشانی را تاکنون ساخته که می توان از : << نی نوا >> ، << حصار >> ، << سواران دشت امید >> ، << سرودهای اذربایجان >> و قطعه ای زیبا که در ماهور با ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرده است .
حسین علیزاده در سال ۱۳۵۵ در مرکز حفظ و اشاعه جزوه یی درباره موسیقی ایرانی انتشار داد به نام << نگرشی نوین درباره دستگاه نوا >> که در ان از حالات معنوی و روحانی این دستگاه اطلاع می هد . دیگر اثار علیزاده عبارتند از : << تصانیف منفرد برای >> بر روی اشعار مولوی ، حافظ ، ه. ا . سایه . << ترکمن >> برای سه تار و ارکستر ، << فانتزی >> برای گیتار و ارکستر و سازهای کوبه ای و قطعات متعدد برای تار و تصنیف و قطعات مختلف برای کودکان و نوجوانان و ...
علیزاده برای معرفی و شناساندن هر چه بیشتر موسیقی ملی و سنتی کشور ، تاکنون مسافرت هایی به کشورهای : فرانسه ، المان ، امریکا ، انگستان ، سوئد ، دانمارک ، و ایتالیا کرده است .

من طرحی از روی تو را

جلال ذوالفنون به سال ۱۳۱۶ شمسی در شهر اباده ، میان مردمان خونگرم و مهمان دوست جنوب ، دیده به جهان گشود . زخمه های سه تار پدرش که از عاشقان موسیقی اصیل ایرانی است و نغمه های دلنشین ویلون برادرش ، محمود ذوالفنون ، از بدو تولد وی نوازشگر گوش و جلادهنده ی روح حساس او بود و به همین امر موجب گردید تا جلال در سن ده سالگی به فراگیری موسیقی روی اورد .
وی که تحت تاثیر پدر هنرمندش قرار داشت ، علاقه زیادی به نواختن سه تار داشت و موسیقی را با این ساز اغاز کرد و پس از مدتی در هنرستان ملی موسیقی ثبت نام نمود تا موسیقی را با اصول علمی بیاموزد . ولی چون در هنرستان به سه تار اهمیت چندانی نمی دادند ، دلسرد شده و مدتی را روی ساز دیگر گذراند تا این که پس از مدتی تصمیم می گیرد به جای سه تار ، تار را جهت اموزش و نواختن انتخاب نماید و با تمرین و نواختن این ساز ، متوجه می شود که ویلون را هم می تواند تمرین کند و استعداد نواختن ان را دارد . لذا نزد برادرش که استاد ویلون بود شروع به فراگیری این ساز می نماید . برادرش که استعداد و علاقه ی او را می بیند ، او را به شاگردی می پذیرد ولی جلال برای دل خود نیز گهگاهی سه تار می نواخت و استاد هنرستان ، موسی خان معروفی نیز در زمینه تکنیک سه تار هر وقت فرصت می یافت راهنمایی هایی به او می کرد .
جلال مدت هشت سالی که در هنرستان بود ، تار ، سه تار و ویلون را در کنار هم اموخت و پس از پایان دوره هنرستان به استخدام اداره هنرهای زیبا که بعدا" به وزارت فرهنگ و هنر و وزارت اموزش عالی تبدیل شد در می اید و در کادر اموزشی ان سازمان به تدریس موسیقی مشغول شد و چندی بعد که رشته موسیقی در دانشگاه تهران دایر شد به دانشگاه رفته و در ان جا که اموزش به صورت سنتی یعنی سینه به سینه بود با مرحوم << نور علی خان برومند >> و دکتر << داریوش صفوت >> که استادان دانشگاه بودند اشنا و نحوه کار ایشان باعث گردید که برداشت تازه یی از موسیقی ایرانی بنماید . در این زمان بود که جلال متوجه می شود موسیقی ایرانی را می تواند با حالت های خاص خود به نحوی که تا حدی مورد پسند اهل فن و اساتید باشد اجرا کند و چون تار و ویلون را زبان گویایی برای بیان احساس خود نمی دید از سال ۱۳۴۶ کار خود را روی سه تار متمرکز می کند و خودش در این باره می گوید :
<سه تار سازی است خوش صدا و دلنشین و از نظر نوازنده نیز سازی است کامل ، با وفا و فرمانبردار > .
از این به بعد تمام فکر و حواس وی به دنبال سه تار و نواختن بود و هر امکانی را که به دست می اورد برای پیشبرد این ساز به کار گرفت . از نوارهای مرحوم << صبا >> و مرحوم << ارسلان خان درگاهی >> استفاده کرد و ازراهنمایی های ارزشمند دکتر << داریوش صفوت >> نیز بهره ی فراوان برد .
پس از اتمام دانشگاه همکاری ، خود را با مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی اصیل ایرانی که در واقع مکمل موسیقی دانشگاه تهران بود شروع نمود . ضمنا" در دانشگاه ، موسیقی ایرانی را تدریس کرد .
جلال معتقد است : << در زمینه فراگیری موسیقی ایرانی به یکی دو استاد نباید اکتفا کرد بلکه باید هر جا که از موسیقی ایرانی خبری هست سر زد و توشه یی برگرفت تا شخصیت هنری رشد کند و بال و پر بگیرد و به تواند پرواز کند و در چنین شرایطی است که می توان اثر قابل توجهی به وجود اورد و در واقع از مرحله ابتدایی هنر به مرحله تحقیق و خلاقیت رسید >> .
